
من از هر آنچه که به تحلیل اشتباه من در نزد تو دامن میزند متنفرم. من از این زندگی دو جنسی از زن بودن و مرد بودن متنفرم. من و تو انسانیم و ای کاش برای عاشقیمان همین کافی بود آنگاه کسی ما را برای در آغوش گرفتن یکدیگر یا در خیابان قدم زدن محکوم نمی کرد . آنگاه می توانستیم در ساحل دریا لخت و برهنه بی هیچ شهوتی به آبتنی اندیشه هایمان بپردازیم.
کاش دنیا اینقدر در جنسیت غرق نبود ، ای کاش اینقدر تنها نبودیم ، ای کاش اینقدر کسانی ر ا که دوست داشتیم و عاشق بودیم به خاطر جنسیت و شهوت از دست نمیدادیم. ای کاش مثل همان روزهای اول فقط به خنده ها و کرشمه های همدیگر می اندیشیدیم.
من از این بدبینی که میان من و تو جاریست متنفرم ، از ذهنیت منفی تو نسبت به خودم متنفرم از زن بودن خود و زن و مرد بودن همه نیز متنفرم. مرد بودن همه مهر شهوانی و جنسی بودن بر پیشانیم زده و زن بودن خودم کالا بودنت را به رخ میکشد.
نوشته مینو در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت 20:11 |
لینک ثابت |