
او میخواهد وقتی پای دار قالی نشسته، خودش طراح نقشی باشد كه دارد میزند. او میخواهد سر كلاس درس بنشیند. او میخواهد بلد باشد مقاله بنویسد، بلد باشد سخنرانی كند. او میخواهد تیغ جراحی در دستهایش نلرزد. او میخواهد یاد بگیرد كه به جای اشك میشود روی خیلی چیزهای دیگر هم حساب كرد. او میخواهد یاد بگیرد كه در ازدحام سنگین نگاهها و حرفها راه برود و زمین نخورد. او میخواهد نمایانتر از پیش و از ورای كیف نارنجی و رژ كبود و روسری گل منگولیاش دیده شود؛ با تمام خودش دیده شود.
او میخواهد بخواند، ببیند، بشنود. او میخواهد خوانده شود، دیده شود، شنیده شود. او میخواهد او سکس می خواهد بدون تبصره بدون حرف اضافی .. او برچسب فروشی به نام پرده بکارت نمیخواهد..او نمیخواهد اسیر باشد اشیر حرفهای مزخرف او اسیر نیست و نمی شود او میداند كه سلطه زن بر مرد همانقدر مفتضح است كه سلطه مرد بر زن.
او میخواهد و میتواند .......
نوشته مینو در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 19:13 |
لینک ثابت |