
هيچ زني نيست در اين شهر كه از خشونت هاي جنسي در خيابان در امان مانده باشند .هيچگاه چشم هاي اشك الود همكلاسي دوران دبيرستانم را از ياد نمي برم كه با چادر به مدرسه مي امد و در راه مورد تعرض لحظه اي يك مرد بيمار قرار گرفته بود.هنوز هم بعد از ده سال خاطره آن روز شوم در ذهن اش باقي مانده است .
آيا زن ها گناهكارند يا عامل گناه اند؟ اين سوالي است كه ذهن هر زني را به خود مشغول مي كند.زن ها از خود مي پرسند آيا لباس پوشيدن و حضور آنهاست كه باعث گناه يا بي ادبي مردان است؟
آنها مقصر اند كه مردان در خيابان آنها را مورد آزار و اذيت قرار مي دهند يا مورد خشونت كلامي و جنسي قرار مي گيرند تقصير آنهاست كه مردان بيماري هستند كه موهايشان سفيد شده اما وقتي زني كنارشان مي نشيند از خود بيخود مي شوند و زن بيچاره را آزار مي دهند؟آيا اگر به زني تجاوز مي شود به دليل اين است كه مانتوي كوتاه پوشيده؟
اگر همه زنها حجاب مورد نظر نظام را به تن كنند مردان اين شهر دست از آزار و اذيت زن ها برميدارند؟!!آيا امنيت برقرار مي شود ايا ما زن ها مي توانيم در تاريكي و روشني هوا اسوده و راحت در شهر تردد كنيم؟
نيروي انتظامي معتقد است چهره شهر را تغيير داده و امنيت اجتماعي را حاكم كرده اما چرا هنوز در خيابان كلمات ركيك جنسي مي شنويم چرا هنوز هم در تاكسي مورد آزار مردي قرار مي گيريم كه كنار دستمان نشسته چرا هنوز وقتي كنار خيابان مي ايستيم راننده هاي مرد با چشم هاي حريص اشان به سوار شدن دعوت مان مي كنند؟
چرا دختراني كه هميشه با كتاني و مقنعه و لباس تيره در شهر رفت و امد مي كنند باز هم احساس امنيت نمي كنند؟ چرا همانطور كه با زنان بد حجاب برخورد مي شود با مردان هرزه برخورد نمي شود؟
نوشته مینو در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 1:8 |
لینک ثابت |