
مادرم هیچ وقت برای من از س ک.س نگفت. هیچ وقت نگفت که بچه ها دقیقاً از کجای بدن زن به دنیا می آیند. هیچ وقت به من از ضرورت کاند.وم نگفت. فقط همیشه تلویحاً اشاره کرد که سک.س پدیدۀ خطرناکی است که پسرها برای رسیدن به آن می خواهند تو را گول بزنند، و تو هم اگرباهوش و فهمیده نباشی وا می دهی. مادرم هیچ وقت برایم از بیماری های مقاربتی نگفت. همیشه جوری از سک.س حرف زد که انگار سک.س خود سلاخی است و من بره ای بی پناه، که انگار از سک.س هیچ چیز عاید من جز بدبختی و بدنامی نمی شود. که لذت جنسی فقط برای مردان است. حتی به من نگفت چه طور می توانم بدنم را در هنگام نزدیکی دوست داشته باشم. که چه طور از برهنگی خجالت نکشم. بنا بود روزی همه چیز را بدانم ولی انگار که آن روز از آسمان همه بر من وحی می شد. نمی دانم با این همه ترساندن و تحقیر روابط جنسی چه طور قرار بود روزی من سک.س با کسی را دوست بدارم.
ما همه زندگی خطرناک زیرزمینی مان را پیش میگیریم بعضیمان شانس آوردیم پیش از اولین سک.س کمی اطلاعات بهداشتی از جایی بهمان رسید. به بعضی هم که اصلاً نرسید. خلاصه نسل ما خوب یا بد به نوعی با آن سر میکند. احساس گناه و عذاب وجدان ساعتها ذهنمان را مشغول کرد. هنوز هم بیشتر از دو سوممان نمیتواند نام چهار بیماری مقاربتی را نام ببرد.
نوشته مینو در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 13:7 |
لینک ثابت |