
نوشته ای که بدون من زندگی برایت جهنم است به گمانم ترجمه اش این باشد که،
آشپزخانه ات تعطیل است لباسهای چرکت بوی تعفن گرفته واز استمناء دائم خسته شده ای
شاید هم خرجت نمی رسد که گرانتر از من همبستران دیگری خریداری کنی!
اما مشتری دائم عزیز! من برنمی گردم، چراکه دیگر چنین تجارت پرزیانی را به جان نمی خرم
از قانون برایم حرف نزن احساس تهوع مرابیشتر می کنی
دادگاهی که تو و همد ستانت آنرا داوری می کنیداصولی که جوانمردانی مانند تو آنرا نوشته اند
جهانی که پهلوانانی مثل تو قهرمان آنند، جایی برای من وامثال من ندارد
من تف می اندازم به تمامی تمدن پوشالی شمایان، به مکتب شمایان، به مذهب شمایان، آقایان!
من لگد می زنم به هرکه بخواهد افسار برمن زند
آره من اکنون زنی هرزه ام ولی انسانم
نوشته مینو در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 1:22 |
لینک ثابت |